|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط محمّدرضا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط محمّدرضا
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
اکثر وقتایی که بارون میاد دلم میگیره... اینبار آسمان همدلی کرد، اونهم تو تابستان... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 8:2 قبل از ظهر توسط محمّدرضا
|
|
||
|
|
|
|||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 7:4 بعد از ظهر توسط محمّدرضا
|
|
||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
باز با دو بال شاپرکی در نسیم همچو قاصدکی می پرم تا به کوه تا خورشید می روم تا به خانۀ امید می نویسم به برگ گل حرفی غزلی سبز، رقص و آهنگی می نشینم به صبح در کنارۀ رود تا سرایم کلام شعر و سرود دستها پلی که بر آب است چشم نرگس همیشه در قاب است می شود حریر دل وا کرد قطره ای موج و موج، دریا کرد قطره اشکی که همچو باران شد دَر صدف شد، که دُر غلطان شد عشق دُر و دل هدف است قلب عاشق بسان یک صدف است این همه، به بحر صلح و صفا می نگارند ماجرای مهر و وفا ۸۶/۴/۳۰ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط محمّدرضا
|
|
||