تبليغاتX
آينه اي روبروي ...کلبه رویاهایم - مسافر زندگی
زین آتش نهفته که در سینه من است...خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

« دکتر علی شریعتی »

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط محمّدرضا  |