تبليغاتX
آينه اي روبروي ...کلبه رویاهایم - نوروز
زین آتش نهفته که در سینه من است...خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت

سلام به همه دوستاي خوبم، شايد تا عيد ديگه فرصت نكردم بهتون سر بزنم به خاطر همين مي خواهم كه پيشاپيش فرارسيدن سال نو و عيد نوروز رو به همگي كه با خوبيهاتون - در اين ۳ ماه كه وبلاگم راه افتاده - منو شرمنده كردين، تبريك بگم. لحظۀ تحويل سال نو از خدا برامون فقط يه چيز مي خواهم اونم تداوم اين دوستيمونه، يادمه پارسال يه اس ام اس بهم رسيد كه گفتنش خالي از لطف نيست."عيد اومد و همه چيزو تازه كرد هوا و سال و ماه و طبيعت و ... فقط يه چيز كهنه شد كه به همۀ اين تازگي ها مي ارزه اونم دوستيمونه". براي دوستاي قديمي هم كه سالهاست منو تحمل مي كنند صميمانه آرزو مي كنم كه در سال جديد از دست غرغرهاي من خلاص شن.

اينم سفرۀ هفت سين تقديم به دوستان، اميدوارم كه سال نو رو با شادي آغاز كنيد

 

اين تخم مرغ ها هم براي اونهايي كه خودشون تخم مرغ رنگ مي كنند و از بازار نمي خرند

 

حسن ختام هم شهر محبوبم تبريز كه دلم براي ديدن بهارش پرپر مي زنه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط محمّدرضا  |